مانكن هاي ايران

مانكن هاي ايراني , مدلهاي ايراني , پرشين مدل , عكس مانكن هاي , persian models ,iranian model

سایت اولین آژانس مدلینگ ایران

فوق العاده سایت خوبی برای علاقه مندان و فعالان در زمینه مد ، فشن و مدلینگ آماده کردن که به شما هم توصیه می کنم این سایت و  ببینید

آژانس مدلینگ ویولت


برچسب‌ها: مدلینگ, آژانس مدلینگ, آژانس مدلینگ ویولت, سایت آژانس مدلینگ ویولت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1391ساعت 12:37  توسط مانكن هاي ايراني  | 

فريد صعودي farid soudi


بیوگرافی فرید صعودی 

 

 
فرید صعودی، متولد روز بیست و یکم اردیبهشت در شهر تهران می باشد. تحصیلات خود را در رشته تربیت بدنی به پایان رسانده است و اینک به مربیگری در رشته فیتنس مشغول بکار است تا تجربیات گرانبهای سالهای گذشته خود را در اختیار دیگر همنوعان و جوانان مشتاق و آینده ساز این کشور قرار دهد.

فریدون خسرویان، داور، بابک مانی، نغمه افشین جاه، شاهرخ جعفری و حمید اسکندری در به تصویر کشیدن توانایی های فرید صعودی از سال 1380 تا به امروز نقش بسزایی داشتند.
 

فرث، ایکات، ایفوت، ولتاژ، تاپس، سارار، زانتوس، نیکوتن پوش و نوین چرم از جمله برندهای بودند که نمایش محصولات خود را در گرو توانایی های بالای وی دیدند و البته شایان ذکر است که هر روز بر تعداد این برندها و مجموعه ها افزوده می گردد.
 

هنرمندی وی تنها در مقابل دوربین عکاسان پایان نمی یابد بلکه وی با بازی در فیلم "بی پولی" به کارگردانی حمید نعمت ا... ثابت نمود که می تواند همبازی با بهرام رادان و لیلا حاتمی در سینمای ایران باشد.
 

وی که سابقه قهرمانی در مسابقات فیتنس استان تهران را نیز یدک می کشد از فینالیستهای ثابت قهرمانی این رشته در سطح کشور طی سالیان گذشته بوده است. 


برچسب‌ها: فريد صعودي, فريد سعودي, farid soudi, Farid Ascending, مدلينگ, نوين چرم, مدل هاي ايراني, مانكن هاي ايراني, persian models, Iranian Models
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:49  توسط مانكن هاي ايراني  | 

كامرون البرزيان cameron alborzian

کامران البرزیان 
کامران از مشهورترین مدل های مرد جهان است . او دو رگه ی ایرانی انگلیسی است ؛ و به زبان های فارسی ، انگلیسی ، و اسپانیایی تسلط دارد 
او تقریبن ۲۰ سال است که از مدل های زبده ی جهان است 
کامران در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴ به عنوان بهترین مدل جهان شناخته شده 
او با همسرش که یک مدل عکاسی ست در اسپانیا زندگی می کند 
کامران ، به یوگا و طب طبیعی علاقه ی بسیاری دارد 
تقریبن مشهورترین مارک های جهان ، از او برای تبلیغات خود استفاده کرده اند . حتا مدونا ، از کامران برای مدل کلیپ خود استفاده کرده است 
 


      


برچسب‌ها: كامرون البرزيان, كامران البرزيان, cameron alborzian, مانكن ايراني, مدل ايراني, تاپ مدل, سوپر مدل, persian models, Iranian Models
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:42  توسط مانكن هاي ايراني  | 

آرش مهاجري Arash Mohajeri

متولد ۲۳ تیر ۱۳۶۵ شیراز ، قد ۱۸۸، وزن ۸۶ ،رنگ چشم سبز ، رنگ مو قهوره ای مشکی

او یک مدل است. یک فتومدل تجاری. یک مانکن. مدل‌ها را معمولاً با نام برندی که تبلیغاتش از سایرین بیشتر و معروف‌تر است می‌شناسند، بنابراین شاید بهتر باشد برای معرفی‌اش بگوییم، آرش مهاجری مدل ماکسیم، پوشاک آقایان.این چیزی است که روی بیلبوردها دیده می‌شود.

 

یکی از قدیمی‌ترین مدل‌های ایرانی است که از همان ابتدای جوانی وارد این حرفه شده، اتفاقی که در خارج از ایران هم در همین سال‌ها رخ می‌دهد و شاید همین نشانه حرفه‌ای بودنش باشد.

 

 

·         · چرا تصمیم گرفتی یک مدل یا فتومدل باشی؟

تصمیم خیلی جدی برای مدل شدن نداشتم، درحقیقت خیلی اتفاقی این ماجرا شکل گرفت. اینطور نبود که من از یک سنی به بعد تصمیم قطعی و هدفمند گرفته باشم که مدل بشوم.

·         · پس این اتفاق اولین‌بار چطور افتاد؟

همه چیز از یک آموزشگاه درس شروع شد، درس خواندن در کلاس‌های تقویتی؛ مدیر آموزشگاه که چند ماهی بود مرا درکلاس‌ها می‌دید، پیشنهاد داد که وارد حرفه تبلیغات تجاری بشوم، مرا به یکی از دوستانش که در کار مدلینگ و تبلیغات بود معرفی کرد و از همان زمان من با یک دنیای جدید در زمینه تجارت و تبلیغات آشنا شدم. شش سال مدت زمان کمی برای تجربه کسب کردن نیست. تمام تلاشم در همه این مدت این بوده که بتوانم هم قواعد و اصول صحیح حرفه‌ای که انتخاب کردم را یاد بگیرم و هم به شکل صحیحی رفتار کنم.

·         · منظورت از قواعد و اصول مدلی چیست؟

خب ببینید این یک نظریه عامیانه است که مگر مدل بودن هم شغل است؟ اگر بخواهیم از دیدگاه تخصصی و حرفه‌ای به کار مدلینگ نگاه کنیم باید بگویم که نه تنها مدل بودن یک شغل و یک تخصص است، بلکه ابعاد گسترده‌ای از سایر تخصص‌ها را هم دربر می‌گیرد. مهمترین علمی که برای حرفه مدلینگ کاربرد دارد روانشناسی است.

اما در سطح جامعه چنین چیزی هنوز به شکل درست و اصولی‌اش پذیرفته شده نیست، هنوز مردم چیزی از این که یک فرد برای مدل شدن آموزش می‌بیند، تمرین می‌کند و حتی سختی می‌کشد نمی‌دانند.

حتی عده زیادی فکر می‌کنند چه کار راحتی! همین که چهره‌ات خوب باشد، می‌روی جلوی دوربین عکاس می‌ایستی و تیک تیک شاتر دوربین صدا می‌دهد و عکس‌ها روی بیلبوردها می‌رود. در صورتی که واقعیت ماجرا اصلاً این شکل نیست.

·         · یعنی تو می‌گویی حرفه یک مدل و مانکن هنوز برای مردم باورپذیر نیست!

دقیقاً، به این خاطر که مانکن بودن، مدل بودن هنوز در ایران جا نیفتاده، هنوز استاندارد مشخصی برای ارزیابی معیارهای یک مانکن خوب یا یک مانکن حرفه‌ای وجود ندارد. در اروپا و آمریکا مؤسسه‌ها و شرکت‌های صاحب نام و معتبر زیادی هستند که در این زمینه فعالیت می‌کنند.

·         · یعنی مانکن پرورش می‌دهند؟

بله، عده‌ای که در امر تجارت و تبلیغات حرفه‌ای هستند استعدادیابی می‌کنند، جوان‌هایی را که قابلیت مانکن شدن دارند انتخاب می‌کنند. آموزش می‌دهند، از آنها مدل‌های حرفه‌ای می‌سازند و سپس به دنیای تبلیغات و تجارت معرفی‌شان می‌کنند. این آژانس‌ها سازمان‌دهی شده هستند و خیلی منسجم، دقیق و حرفه‌ای کارشان را انجام می‌دهند.

·         · در طول این سال‌ها تا به حال به چنین موردی در ایران برخورد کرده‌ای؟

به شکلی که در خارج از کشور انجام می‌شود خیر؛ شاید به این علت که طی چند سال گذشته که فعالیت مدل‌ها و مانکن‌ها در ایران بیشتر شده هرگز هیچ مؤسسه یا نهادی نخواسته به شکل حرفه‌ای و جدی به آن نگاه کند و برایش وقت و انرژی بگذارد. به همین دلیل به جای ضوابط، روابط تعیین کننده شده و مدل‌ها با استفاده از روابط و به قول معروف لینک‌هایی که با شرکت‌های تجاری یا برندهای مختلف از شکل‌های گوناگون پیدا کرده‌اند، به سایرین معرفی می‌شوند. البته اخیراً با شرکتی آشنا شده‌ام که مدتی است در همین حیطه جذب و سازمان‌دهی مدل‌ها و مانکن‌های مرد فعالیت می‌کند. «کانسپت» شاید به نوعی اولین شرکتی است که تصمیم گرفته این کار را به شکلی حرفه‌ای انجام دهد و تقریباً روندی که در پیش گرفته مشابهت‌های خوبی با همتایان خارجی‌اش دارد و من خیلی خوشحالم که بالاخره پس از چندین سال کار حرفه‌ای در حیطه مدلینگ درحال حاضر مشغول همکاری با مؤسسه‌ای هستم که نه تنها مدلینگ را به عنوان یک شغل جدی، مهم می‌داند بلکه حاضر شده برایش هزینه کند تا برای مردم و شرکت‌های تجاری هم باورپذیر و جدی باشد. اگرچه فعالیت‌های این شرکت فقط به سازماندهی مدل‌ها و تبلیغات محدود نمی‌شود و در حیطه سینما و سرمایه‌گذاری در رسانه‌ هم فعالیت می‌کند.

·         · فکر می‌کنی این قبیل حرکت‌ها می‌تواند مدلینگ را در ایران به سمت حرفه‌ای بودن سوق دهد؟

بله، البته. اگرچه در ابتدای کار ممکن است ماجرا کمی پیچیده و حتی دشوار به نظر بیاید، اما با مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی اصولی می‌توانیم سطح کار را به استانداردهای بین‌المللی نزدیک کنیم. یک مدل ایرانی نباید فقط در ایران مدل باشد. به عنوان مثال اگر زمانی به ایتالیا رفت در میلان هم او را به عنوان یک مدل قبول داشته باشند. وقتی معیارها و استانداردهای سنجش یکسان باشد در هر جای دنیا تو باید بتوانی کارت را انجام بدهی.

·         · یعنی با این تفاسیر می‌خواهی بگویی مدل‌های ایرانی در سطح استاندارد جهانی نیستند؟

ما چند مدل و مانکن واقعی در ایران داریم؟ چند نفر هستند که واقعاً در طول سال‌های اخیر به شکل حرفه‌ای آموزش دیده‌اند و مانکن شده‌اند. باور کنید مدل بودن فقط به چهره خوب داشتن و قدبلند و اندام نیست. جزئیات و ریزه‌کاری‌هایی دارد که وقتی درگیر آن می‌شوید از تعجب دهانتان باز می‌ماند.

·         · این جزئیات چه چیزهایی است؟

نوع راه رفتن، توالی حرکت‌های دست و پا، نوع نگاه کردن، نوع چرخیدن سر، حتی در بعضی موارد نوع صحبت کردن. شاید بگویید یک مانکن که حرف نمی‌زند، بله، اما رفتار حرفه‌ای یک مدل و مانکن باید به شکلی باشد که وقتی در یک جلسه یا جمعی حضور داشت و می‌خواست حرف بزند، حتی حرف زدنش هم حرفه‌ای باشد، نه اینکه وقتی شروع به صحبت می‌کند بقیه تعجب کنند یا اصلاً باورشان نشود که این آدم مدل است. مثل تفاوت‌های هر شغل دیگری. هر حرفه‌ای جزئیات و عناصر رفتاری مخصوص به خودش را دارد، رفتار و شیوه صحبت کردن یک معلم با یک مهندس، یک تاجر با یک پزشک فرق می‌کند و شما نمی‌توانید آن را انکار کنید.

 

·         · طی شش هفت سالی که به شکل جدی مدل بودی به این فکر کردی که شغل دیگری هم داشته باشی؟

بله، ترجیح می‌دهم صادقانه حرف بزنم. در ایران با شرایطی که تا امروز وجود داشته نمی‌توانم ادعا کنم که درآمدزایی خیلی خوبی وجود دارد، البته بعد از این را نمی‌دانم، اما اساساً به ضرورت داشتن یک شغل دیگر در کنار مدل بودن معتقدم. چرا که شرکت‌ها و برندها با مدل قرارداد حرفه‌‌ای و جدی نمی‌بندند و فقط قرارداد عکاسی دارند که ممکن است در طول سال فقط ۲ بار قصد تبلیغات داشته باشند، با این توصیف عاقلانه است که من به عنوان یک مدل بخواهم شغل دیگری داشته باشم.

·         · دل‌مشغولی‌های آرش مهاجری به عنوان یک جوان چیست؟

من از بچگی عاشق سینما بودم و هنوز هم هستم. یکی از هدف‌هایم ورود به سینما و فعالیت در این حیطه است. البته در طول این سال‌ها پیشنهاداتی هم داشته‌ام اما ترجیح می‌دهم به شکل درست و حرفه‌ای وارد آن بشوم، ضمن اینکه دلم می‌خواست در شغل خودم جا بیفتم و حرفه‌ای بشوم بعد یک کار دیگر را امتحان کنم. اما بازیگری و سینما همیشه یکی از دغدغه‌های زندگی‌ام بوده است. بعد از سینما عاشق ورزش هستم. اگرچه ما مدل‌ها وظیفه داریم که ورزش بکنیم تا همیشه تناسب اندام داشته باشیم، اما من جدای از وظیفه، ورزش کردن را خیلی دوست دارم و آنچه برای سلامتی‌ام – چه جسم چه روح – ضرر داشته باشد انجام نمی‌دهم. خواب کافی، غذای مناسب و ورزش مهمترین عوامل برای حفظ سلامتی‌ام هستند که نه‌تنها باعث پیشرفت من در حرفه مدلینگ می‌شوند بلکه به نفع شخص خودم است.

·         · سرگرمی دیگری هم به غیر از ورزش داری؟

شاید علت علاقه‌ام به سینما هم ناشی از علاقه‌ام به هنر باشد. من بیشتر اوقات بیکاری را تا جایی که بتوانم به دیدن نمایشگاه‌های هنری عکس و نقاشی اختصاص می‌دهم. به طراحی و گرافیک علاقه زیادی دارم و حتی تصمیم گرفته‌ام در کنار کارم به شکل آکادمیک آن را دنبال کنم، مطالعه کردن هم یکی دیگر از کارهایی است که هر وقت فرصتش را پیدا کنم انجام می‌دهم. شما حتی به عنوان یک فرد معمولی در جامعه هم باید اطلاعات و دانستنی‌هایتان را به شکل روتین افزایش دهید، اما این روزها بیشتر کتاب‌هایی در زمینه بازیگری مقابل دوربین و تجارت تبلیغاتی می‌خوانم.

 

·         · برخورد مردم با تو به عنوان یک مدل چطور است؟ چقدر در این مدت شهرت پیدا کرده‌ای؟

رفتار و برخورد مردم برایم خیلی جالب است. وجود بیلبوردها در تهران و شهرستان‌ها باعث شده تا مردم وقتی مرا می‌بینند لبخند بزنند، جلو بیایند و حتی گاهی از شرایط اینکه چطور می‌شود مدل شد حرف بزنند. البته من هنوز هم معتقدم برای مدل شدن فقط داشتن چهره خوب کافی نیست. اگر کسی واقعاً به این حرفه علاقه دارد باید به شکل جدی تمام مهارت‌های مربوط به آن را یاد بگیرد. اما مردم در مواجهه با من همیشه لطف داشته‌اند.

متولد ۲۳ تیر ۶۵ شیراز ، قد ۱۸۸ وزن ۸۶ رنگ چشم سبز رنگ مو قهوره ای مشکی



برچسب‌ها: آرش مهاجري, آرش مهاجر, Arash mohajeri, arash mohajer, Arash immigrant, مدل ايراني, مانكن ايران, مدلينگ, ايتاليا, iranian model, persian model, male model
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:32  توسط مانكن هاي ايراني  | 

دانيال عبادي Danial ebadi

بیوگرافی دانیال عیادی 
 

غیرمنتظره نخستین فیلم دانیال عبادی در مقام بازیگر است و مدتی از اکران آن می گذرد . عبادی این روزها یکی از عوامل فروش فیلم غیرمنتظره است و توانسته خیلی ها را به سینما بکشاند و در همین مدت کوتاه طرفداران زیادی پیدا کرده است . عبادی پیشنهاد های زیادی برای بازی دارد اما می گوید : « دوست دارم باز هم نقشی را بازی کنم که خیلی سخت باشد » . عبادی می خواهد از تجربه دوستانش استفاده کند و ماندگار باشد . در یک عصر سرد زمستانی در منزل دانیال عبادی به گفتگو با هم نشستیم و آنقدر فضای گفتگو گرم بود که گذشت زمان را احساس نکردیم . آنچه در ادامه می خوانید حاصل یک گفتگوی مفصل دوساعت و نیمه با دانیال عبادی است . 

یک بیوگرافی کوچیک از خودت به ما بگو 
من ۲۵ سالمه ٬ دانشجوی رشته ی MBA (بیزینس اجرایی) در مقطع کارشناسی ارشد هستم. 
قبل از غیرمنتظره چه کار میکردین ؟ 
قبل غیر منتظره درس می خوندم و با توجه به رشته ام مشاوره در رابطه با بازاریابی ٬ بازرگانی و تبلیغات برای شرکت ها ی تجاری و صنعتی انجام می دادم.قبل ازآن هم به صورت حرفه ای ورزش می کردم. 
درس خواندنت به سینما لطمه نمی زند ؟ 
نه، به شرط آنکه یک برنامه ریزی درست داشته باشی فکر نمی کنم؛ . 

شما فیلم را دیدید ٬ من در مصاحبه های قبلی گفتم و الان هم خدمت شما میگم . من با اینکه « غیر منتظره » فیلم اولم بود تن دادم به گریم شخصیتی که کاملاً صورتش ویران می شه ٬ چهره از نیمه فیلم به زیر ماسک می رود و چهره آنچنان دیده نمی شه و حتی اول فیلم هم یک چهره متفاوت از چهره خودم دارم . خب این فکر می کنم دیگه جواب سوال شما باشه . من اگه به دنبال چهره بودن، بودم، در فیلم اولم به این نوع گریم تن نمی دادم. 
پس حتماً می خواهید بازیگر بشوید ؟ 
حتماً . زیبایی چهره یک نفر به نظر من چیزی است که انسان در آن دخیل نیست و خدا اونو به انسان میده ولی آن چیزی که ما خودمون به عنوان یک بازیگر دخیلیم، بازی هایی است که از ما میبینید که سطحش را چقدر بتوانیم ارتقا بدهیم . 
چی شد که دانیال عبادی پایش به عرصه سینما باز شد ؟ 
من فیلمنامه نویسی را دوست داشتم . دو ٬ سه تا کار کوچیک هم کرده بودم در حد سیناپس و طرح اولیه برای فیلم کوتاه . من کارهای دکتر کریمی را خیلی دوست داشتم و دنبال می کردم مخصوصاً رستگاری در هشت و بیست دقیقه ٬ شمعی در باد و ... ٬ فیلمنامه هایش را خیلی دوست داشتم ٬مخصوصاً فیلمنامه رخساره را وهمین طور هم که پیش می رفت کارهای جدیدشون . شهاب حسینی دوست عزیز من ٬ خیلی عزیز من ٬ من را معرفی کرد به دکتر کریمی برای بازی ، چون ایشان در جریان داستان فیلم بودند و می دانستند دکتر تست های متعددی گرفته اند ولی به چهره و بازی ایده آلشان نرسیده اند. ایشان مرا برای بازی معرفی کردند، درحالیکه خودم درجریان نبودم، از تمام کمک های شهاب عزیزم و اعتمادی که به من کرده اند ومرا معرفی کرده اند و بعد اعتماد به نفسی که به من در جریان بازی بخصوص در صحنه هایی که در خدمتشان بودم بسیار سپاسگزار. آقای دکترهم پیشنهاد تست را به من دادن که من هم تست دادم و قبول شدم . این شد که اصل داستان تغییر کرد اما کماکان بدنبال فیلمنامه نویسی هم هستم اگر خدا بخواهد . 
حالا که غیر منتظره تمام شده نرفتین دنبال فیلمنامه نویسی ؟ 
چرا الان هم به دنبالش هستم اما آقای دکتر کریمی بدلیل گرفتاری هایی که داشتن بعد از فیلم، متاسفانه من زیاد نتوانستم در خدمتشون باشم . اما اگر فرصتی بشه حتماً در کلاس های ایشون شرکت می کنم که بتوانم به صورت حرفه ای فیلمنامه نویسی انجام بدم. اما همچنان می نویسم و فعلاً در کشوی میزم بایگانی می کنم ( می خندد). 
من احساس می کنم رخساره را بخاطر شهاب حسینی که در آن فیلم بازی می کرد دوست دارید. 
نه اون زمان با آقای حسینی من دوست نبودم . من بخاطر اینکه کلاً علاقه مند به فیلمنامه و کارهای آقای کریمی بودم رخساره را خواندم .ضمن آنکه بازی های شهاب حسینی را هم دوست داشتم. 
عبادی که فیلمنامه نویسی را خیلی دوست دارد . چرا رشته تحصیلی اش را هنر انتخاب نکرد؟ 
به نظرم هنر ، به خصوص نوشتن یک چیزی هست که در خلوت شما اتفاق می افتد وقتی دوست داری با کاغذ درد و دل کنی، یعنی لحظاتی را داری از سر می گذرانی که شخصی اند، بهت لذت می ده، آرومت می کنه، من به نوشتن از این زاویه نگاه کردم و جلو رفتم. اما جایی حس کردم یکی باید به من کمک کنه که نوشته هام نظم نسق بگیره، صیقل بخوره، غلطها گرفته بشه که به دنبال کلاس فیلمنامه نویسی رفتم. اما نوشتن همچنان برایم اون خلوتِ لذت بخش است. 
اگر سینمای ایران را تقسیم کنند و بگویند این بازیگر ها باشند و آن ها نباشند . دانیال عبادی در کدام گروه هست؟ 
من این سوال شما را نمی توانم جواب بدم بدلیل اینکه دید مردم فرق می کنه . مردم باید بخواهند که یک تعداد بازیگر باشند و یک تعداد نباشند . یک عده از مردم بازی را دوست دارن . یک عده چهره را دوست دارند و یک عده هر دو را . ببینید اگر یک بازیگری بیاد چهره ی خوبی داشته باشه می تونه کارش را ادامه بده . اگر یک بازیگری بیاد بازی خوبی داشته باشه می تونه ادامه بده و یک بازیگر هم که هر دورا دارد اون هم می تواند ادامه بدهد. پس مهم این هست که تو می خوای جزو کدوم باشی. . 
توی این سرما و ایام محرم و جشنواره فیلم فجر وقتی فیلمی در روز اول اکرانش ۵ میلیون می فروشد خیلی عجیب است . 
به نظر من این بر می گرده به قصه خوب فیلم و شناختی که مردم از سابقة داستانهای قبلی کارگردان فیلم دارند وگر نه تبلیغی که ندارد و من را هم که نمی شناختند . 
من می گم فقط از روی پوستر فیلم بوده . 
از روی پوستر رفته باشن ؟ استثنائاً ممکن است این اتفاق هم بیافتد ولی قاعده نیست. 
الان بنظرم دانیال عبادی صرفاً یک چهره است . ببینید برخی از بازیگر ها را ما داریم که دارن خودشون را به آب و آتیش میزنن که از چهره بودن در بیان . حالا با اینکه یک دونه عکس نیست از شما در سینما ها با صورت بسته ٬ با تاول ها و با گریم متفاوتتون در اول فیلم و همه ی عکس ها از آن بیست دقیقه ای است که شما مدل هستید و عکس میگیرید . مخاطب صرفاً بدلیل چهره داخل سینما میرود و معتقدم هیچ کدام از بازیگران دیگر عامل فروش فیلم نیستند چون هر دو بازیگر دیگر « غیر منتظره » ٬ فیلم بر روی اکران دارند نمی فروشد . هانیه توسلی با « عاشق » به کارگردانی افشین شرکت و شهاب حسینی با « بچه های ابدی » به کارگردانی پوران درخشنده که هر دو کارگردان هم شناخته شده هستند . 
ببینید برای ورود اول به سالن سینما این حرف شما شاید درست باشه ولی خب سینما یک صنعت است ٬ وقتی هم که صنعت هست بیزینس پشتش است و هیچ وقت عوامل یک فیلم نمی آیند کاری بکنند که بر ضد گیشه شان باشد یعنی بیایند عکس هایی از تاول و گریم من در فیلم بزنند که ضد گیشه باشد و داستان فیلم لو برود . این لطف شما است که می گویید من عامل فروش یک فیلم هستم به تنهایی ولی ٬ شما امروز میری فیلم را میبینی و اگر از قصه و داستان خوشت نیاید به دو نفر دیگه هم که می خواهند بروند می گویی : نه بابا نرو به در نمی خوره می خوای بیبینی طرف رو همین عکسش را ببین اونجا ٬ ولی به نظر من اینجوری نیست . حتماً داستان هم خوب بوده که دو نفر دیگه هم میروند و فیلم را میبینند . 
طرح اولیه فیلم خوب بود اما به نظر من فیلمنامه حداقل نسبت به کارهای گذشته آقای کریمی ضعیف بود . 
به نظرم غیر منتظره از حیث طراحی داستان ، شخصیتها ، ریتم ، فضا و ... نسبت به داستانهای قبلی دکترکریمی بشدت متفاوت است، تفاوتی که به نظر من امتیاز اینکار نسبت به کارهای قبلی ایشان است، به نظر شما ضعف آن نسبت به کارهای قبلی تلقی می شود. اما آنچه باعث این تفاوت دیدگاه شده، متفاوت بودن این قصه است. 
خب حالا برگردیم سر همون موضوع اول چون من جوابمو نگرفتم .آقای کریمی برای غیر منتظره از ۲۰۰ مدل تست گرفته بودن . من جایی از شما خواندم که پیشنهاد مدل بودن داشتم اما قبول نکردم بخاطر اینکه صرفاً چهره ام دیده نشود . آقای کریمی هم که از چهره شما تست گرفتن . فکر نمی کنید این ربطی داشته باشه به این که فقط چهره دیده بشود ؟ 
شما دارید بازیگری را با مقوله مدل بودن مقایسه می کنید . ببینید شاید، امروزه برای ورود به سینمای ما خیلی مهمه که یک چهره خوب داشته باشیم . به نظرم ۵۰ درصدش اینه که لازم هست اما کافی نیست و بعد مقوله بازی و بازیگری و چقدر ماندگار بودن است . من وقتی میآیم فیلمی را بازی می کنم حالا بدلیل چهره انتخاب می شم ولی باید بتوانم بازی کنم آن هم دونقش کاملاً متفاوت در یک زمان ، آنهم پر از اوج و فرود اگر قصد سازندگان غیر منتظره فقط نشان دادن یک چهره بود آن چهره را ویران نمی کردند اما در مدلینگ وقتی یک عکس از شما میره روی بیلبورد صرف بخاطر یک محصول تجاری خاص و مفهوم ارزشی ندارد ٬ این تا آخر همان یک عکسه . من اگر زمانی بخواهم کار مدلینگ هم انجام دهم همانطور که در مصاحبه های قبلی ام هم گفتم چیزی را که به ارتقای سطح کیفی جامعه ٬ فکر می کنم خیلی بزرگ صحبت کردم ٬ چیزی را که یک پیام ارزشی داشته باشه این خیلی به مراتب بهتر است تا تبلیغ صرف یک کالا باشه و فقط به عنوان یک چهره .
یعنی تبلیغ کالا نمی کنید ؟ 
چرا . ما خیلی از محصولات را داریم که بازار تجاری خیلی خوبی دارند و به جامعه کمک می کنند . ببین ما خیلی چیزا رو داریم که یک پیام مفهومی ارزشی داره . 
مثلاً ؟ 
برای بیماری ایدرز برای سازمان یونیسف و ... یک سری هم محصولاتی را داریم که این محصولات هم به ارتقای جامعه ما کمک می کنه . 
تست آقای کریمی چی بود ؟ تست بازی بود یا عکس میگرفتن ؟ 
تست بازی به شیوة مرسوم که مثلاً بخند یا گریه کن، نگرفتن ٬ چون بعدها گفتند اصلا به این نوع تست گرفتن اعتقادی ندارند. تست دوربین از من گرفتن که ببینن من پشت دوربین چطوری هستم ولی من احساس می کردم اون چند روزی که می رفتم پیش آقای کریمی از لحاظ روان شناسی و نگاه های ایشون مدام در حال یک نوع تست روانشناسانه هستم. ایشون می خواستند بیبینند که من به قالب اون نقش و شخصیت می خورم یا نه . 
غیر منتظره را چند بار دیدین در سالن سینما ؟ 
دوبار 
ریکشن مردم چطور بود ؟ 
خوب بود خدا شکر .مردم خیلی لطف دارن. . 
خودت از بازیت خوشت آمد وقتی فیلم را دیدی ؟ 
بنظر من یک بازیگر هیچ وقت نباید از بازی خودش خوشش بیاید و هر زمان این اتفاق بیفته همانجا می ایستد و دیگه نمی تواند پیشرفتی بکنه، اما دلگرمی هایی از دور و ور می گرفتم خدا را شکر . 
یکی می گفت وقتی من بار اول خودم را روی پرده دیدم گفتم وای من چقدر فاجعه ام ! تو چطور ؟ 
این اتفاق عین شنیدن صدای خودت از پخش صوت یا رادیود، بخصوص وقتی که بخاطر نوع نورپردازی ، چهره ات عوض میشود یا خودت را باگریم می بینی، کلاً آدم حجیم تر از آنچه هست نشان داده می شود... 
من از سکانس بیلبوردی که با شهاب حسینی هستی خیلی خوشم اومد یا مثلاً از سکانسی که صورتت بسته است .یک توضیحی درباره این سکانس که من دوست دارم میدی . واقعاً خودت را بر روی بیلبورد دیدی آنقدر ذوق کردی ؟ 
نه ، بازی ام بود، چون تا آماده شدن وجلوی دوربین رفتن چند ساعتی در آن لوکیشن بودیم و بیلبورد را می دیدیم . ضمن آنکه آخرین روزهای فیملبرداری بود وعکسهایی ازمن در روزنامه ها ومجله ها خورده بود. از اینکه بازیم را دراین صحنه دوست دارید خوشحالم. ضمن آنکه من می بایست خوشحالیم را از دیدن خودم در آن بالا نشان می دادم نه صرفا به خاطر عکس خودم، بخاطر آنکه عکسم بر روی بیلبوردی که بر فراز سطح شهر است موقعیتی برتر وشاید هم اعتماد به نفسی به محمود که شخصیت متزلزلی است ، می داد، می بایست ذوق زندگیم را نسبت به این موقعیت برتر نشان می دادم ، نه صرفاً عکسم. 
خودت از کدام سکانس خوشت آمد ؟ 
من ... ( مکث و خنده ) نمی دونم ٬تعریف از خود نمی شه؟! 
خب از کدوم سکانس خوشت نیومده ؟ 
ببین من الآن تمام سکانسها را مجزا نگاه می کنم، در بعضی ها صد درصد راضیم واز بعضی ها رضایتم نسبی است و با توجه به شناختی که الآن نسبت به کارم پیدا کرده ام که بیشتر از زمان بازی در فیلم است نگاهی منتقدانه و حتی تخطئه گر نسبت به خودم دارم اما در کل وقتی غیر مجزا و در پیوستگی با یکدیگر بازیم را می بینیم احساس می کنم یک دست است. نوسان زیادی ندارد و بهتر می دانید که یک بازی یک دست خوب یا متوسط بهتر از بازیهایی است که در بعضی جاها درخشان ودر بعضی از جاها خوب یا قابل قبول باشد. بنظرم این یک دستی هست. صحنة جشن تولد خوب است، آن بازیم را که در سکوت است دوست دارم. 
با مخاطب ارتباط برقرار می کردی ٬ یعنی موقع تاول زدن صورتت مخاطبان آه می کشیدند و از این قبیل ریکشن ها . 
در دوباری هم که من در سالن سینما نشسته بودم ٬ این ارتباط اتفاق افتاده بود و من حس می کردم ریکشن ها را در جاهایی . ما یک ریکشن هایی را انتظار داریم در جاهایی و همون اتفاق میوفته که این سکانس جوری انجام میشه که اون ریکشن از مردم گرفته میشه در جاهایی و وقتی این ریکشن ها درست در میاد یعنی اون حس درست منتقل شده واون ارتباط که شما میگین برقرار شده. . 
ببین بازی در اون سکانس ها آن طوری که باید ٬ به نظر من درنیامده . اما باز هم مخاطب با شخصیت ارتباط برقرار می کند . منظورم اینه که چون مردم تورا میدیدند و تورا قبول کرده بودند این احساس بهشون دست میداد نه بخاطر بازیت، یعنی اون "آن" شما داشتین. 
بنظر من داشتن « آن » خیلی خوبه و شما لطف داری ، اگر « آن » داشته باشی می توانی به عنوان یک بازیگر خوب به چشم بیایی . حتی اون « آن » دلیلش این نیست که تو زیبا باشی یا زشت باشی . تو میتونی زشت باشی ولی در یک کاراکتر هایی خیلی آن داشته باشی . من تمامی سعی خودم را کردم در این فیلم که بتوانم بازی خوبی ارائه بشه و خدارا شکر فید بک هایی هم که میگیرم خوب هستند . 
۱ چیز را خیلی رک بگو ٬ دانیال عبادی می خواهد بازیگر بماند یا چهره شود ؟ 
درباره نقشت و اینکه چه جوری سعی کردی بهش بررسی ۱ توضیح میدی ؟ 
من دونقش داشتم محمود و بیژن ، که هر کدام دو نیمه داشتند، یعنی 4 نوع پرسونالیتی در این پرسوناژ وجود داشت. اول محمود ، مردی عضلانی با چهره ای مردانه ، صدایی بم اما با اعتماد به نفس کم که در زندگی شخصیتی پیرو دارد و نفر دوم زندگی است و زنش که تهرانی است و نقاش ، بر او غلبه دارد واو به وجود زنش افتخار می کند. این محمود در دیزالوی آرام به بیژن تبدیل می شود ، شخصیتی مردد که ظاهراش زیبا شده، مردانه بودن ظاهری اش کم شده، صدایش زیرتر از قبلی است اما تزلزل وعدم اعتماد به نفس محمود را دارد. نیمی ازاین است و نیمی از آن، اینجا دیگر پیرو و پشت سر زنش نیست، در کنار اوست، خود را همسان با او در موقعیت می داند، او هنرمند شده، کارش همانند کار زنش آرتیستیک است و مهم، در نتیجه هنوز در این که کنار اوبماند مردد است و بعد تبدیل می شود به بیژن ، که هم ظاهرش تغییر کرده وهم اعتماد به نفس کافی یافته است. حالا دیگراو شخصیت پیرو نیست و یک شخصیت رهبر است، و نیمه ی دوم این شخصیت ، یعنی همان بیژنی که متزلزل می شود ، به تردید دربارة موقعیت وجایگاه اش می افتد و کم کم دیزالو می شود به شخصیت اولش محمود، محمودی که حالا نسبت به قبل شناخت بیشتری نسبت به زنش پیدا کرده ودر زندگی مقهور و مغلوب او نیست. 
قبول داری بازی با میمیک نداری ؟ 
خب من یک سوال ازت می پرسم . الان که روبروی من نشستی من بازی با میمیک را دارم یا نه ؟ 
الان بازی با میمیک را دارید 
خب اونجا توی فیلم بنا به شخصیتی که من بازی می کردم و باید یک حسی را میرسوندم این اتفاق نیوفتاد . چون تاکید مکرر آقای کریمی بر این بود که بازی به هیچ عنوان اغراق آمیز نباشه و یک بازی روان جوری که زندگی کنی با این نقش . خب شما الان میگین من میمیکو . دارم اما اونجا داشتم بر خلاف اون چیزی که هستم را بازی می کردم . چون حساب کنید کلوز آپ از میمیک برای بازیگری که کار اولش هست و شناخته شده نیست کوچیکترین اشتباهی همه چیز را به هم میریزد و من خدا را شکر می کنم که شما فیلم را دیدی و آن چیزی که آقای کریمی میخواستیم به آن توجه بشه را فهمیدی و الان داری از من سوال می کنی . ضمن اینکه من حسهایی را باید به نمایش می گذاشتم، مثل هل شدن ، دستپاچگی ، ناآشنا بودن با محیط که اگر میمیک زیادی داشتم، اغراق و تصنعی بودن را بیشتر از حد به نمایش می گذاشتم. کلاً من به انتقال حسم به روش غیر زبانی (Non verbal) خیلی علاقمندم بتوانم بدون اینکه تمام حسم را در لحن و بیان وکلام و دیالوگم بریزم بتوانم با نگاهم حس را متقل کنم. بهر حال تأکید کارگردان بود که در حرکات چشم وابرو ودست و حتی مو و ... بشدت خست نشان دهم. 
اولین سکانسی که ازت گرفتن کدام سکانس بود ؟ 
سکانسی که سر میز با خانم توسلی نشستیم و داریم شام می خوریم و اون ماسک روی صورتم است و خانم توسلی می گویند : « هرچی داری به نام من کن » . سکانس خیلی سختی بود و آقای دکتر اصرار داشتند این سکانس اول انجام بشه بدلیل اینکه قبلا تمرین کرده بودیم و معتقد بودند اگر این سکانس را خوب بازی کنم بقیه سکانس ها را هم می توانم و خدا را شکر عوامل همه بعد از اولین برداشت دست زدند برای من و خیلی راضی بودند . من هم یک اعتماد به نفس خیلی خوبی گرفتم . 
به عنوان یک علاقه مند به فیلمنامه نویسی از روند فیلم راضی هستی ؟ بنظرت ۲۰ دقیقه اول خیلی تند و بقیه فیلم خیلی کند پیش نمی رفت ؟ 
ریتم فیلم یک دست است، حتی آنجاهایی که شما اشاره می کنید،داستان نقاط عطف بیشتری دارد، صحنه ها ، پلان ها ، حتی ریتم مونتاژی هم شاید تند تر از قبل باشد، اما فضا فضای سرد و ملال آور و تراژیک و تلخ است. خیلی خوشحالم که این حس به شما منتقل شده ، حتی سقوط ، حتی متلاشی شدن ، حس انزجار از زندگی وهمین باعث شده گمان کنید ریتم فیلم کند است. 
دانیال برای بازیگر شدن چه کاری انجام میدی ؟ 
من سعی می کنم بیشتر فیلم بیبینم و مهمتر از آن چشم بینا وگوش شنواتری داشته باشم نسبت به هر آنچه در اطرافم اتفاق می افتد، بیشتردر جامعه باشم ، در میان مردمی که ممکن است نسبت به آن طبقه و خاستگاه شناخت کمتری داشته باشم، خوب و از نزدیک دوباره هم چیز را ببینم. بازی بازیگرانی را ببینم که دوست دارم بازیشون را و این خیلی به من کمک میکنه . نوع نقش هایی که می خواهم بازی کنم را خیلی بهش فکر می کنم . آقای کریمی خیلی از تجربیاتشون را در اختیارم می گذارند و به من کمک می کنند و اگر سوالی داشته باشم ایشون جواب میدن و دریغی ندارند . 
قبل از اینکه تبلیغات غیر منتظره آغاز بشه پیشنهاد سینمایی داشتی ؟ 
بله داشتم ٬ کم هم نبود اتفاقاً ولی به دلایلی من قبول نکردم و دلیلش این بود که بیشتر درگیر درسم بودم و اینکه توی فکرم همیشه این بود که یک فیلم از من اکران بشه و ببینند بازی منو ٬ دیده بشم ٬ فید بک ها و باز خورد ها را بگیرم . 
چرا فید بک بگیری ؟ اگر فید بک ها خوب بود چی میشد و اگر بد بود چی میشد ؟ 
بنظرم کسی که وارد یک حرفه میشه خیلی مرحله مرحله باید بره جلو توی درس یا ورزش یا هر چیزی . این خیلی بهش کمک میکنه . چون ورود به سینما یک مقوله ای است و ماندگاری یک مقوله دیگر و ارجح تر نسبت به آن برای این موندگاری در سینما و مشخص شدن نوع کریر خیلی با وسواس باید بره جلو و من سعی کردم که بتونم از تجربه دوستان استفاده بکنم . 
الان پیشنهاد سینمایی زیاد داری ؟ 
الان هم دارم خدارا شکر . 
بقیه پیشنهاد ها را چرا رد می کردی ؟ 
درگیر درسم بودم و دوست داشتم با وسواس بیشتری این کارو انجام بدم، . 
برای فیلم بعدی ات چه فکری کردی ؟ 
دوست دارم نقشی را بازی کنم که عین شخصیت محمود در غیر منتظره فرازو فرود بسیار داشته باشد، همچنان دوست دارم بازی ام بیشتر دیده بشه . 
حاضری موهایت را از ته بتراشی ؟ 

در سینمای ایران الگویی برای خودت داری ؟ 
من به هیچ عنوان الگویی برای خودم ندارم ٬ یادمه یک استاد داشتیم همیشه میگفت: "الگوبرداری ممنوع ٬ یعنی سقوط . الگو سازی بسیار" . یعنی تو زمانی که به جایی برسی که از یک الگو، الگو برداری کنی میشی کپی که نهایتش میشه کپی برابر اصل ولی باز هم کپی هستی. ولی اگه تو الگو سازی بکنی برای خودت ٬ یعنی رل مادل (Role Model) داشته باشی خوبه ، با خودت بگی چطور دیگرانی که شرایط فیزیکی و هوشی و عاطفی یکسانی با تو دارند ودر همان جامعه زندگی می کنند می توانند موفق شوند ولی تو نتوانی، پس تلاش کنیم ، برنامه داشته باشی و به خدا توکل کنی که تو هم به آن چیزی که به نظرت موفقیت است برسی. این یعنی الگوسازی ، اما اینکه غایت تلاش تو این باشد که بشوی عین کسی که الگوی تو بوده غلط است .


برچسب‌ها: دانيال عبادي, danial ebadi, مانكن ايران, مدل ايراني, بازيگر, غير منتظره, امشب شب مهتابه, شهاب حسيني, iranian models, persian models
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 12:17  توسط مانكن هاي ايراني  | 

فرزان اطهري Farzan Athari

زندگينامه فرزان اطهري

فرزان اطهري ( مدلينگ )

 

فرزان اطهری متولد هفتم اکتبر 1981 هست. تک فرزند . یه زبان های انگلیسی- سویدی- فارسی- فرانسه صحبت می کند. قدش 189 سانتیمتر و وزنش 89 کیلو گرم میباشد. رنگ مو قهوه ای تیره دارد. چشمانی متمایل به سبز و قهوه ای دارد نام : فرزان اطهری تاریخ تولد : پانزده مهر 1360 نماد تولد: ترازو محل سکونت : کلیفرنیا - لوس آنجلس - آمریکا و غیر از برنامه های ذکر شده در بالا بهترین مدل سال در شو های آفریقایی- لباس عروس در سال 2006. اولین مدل بین المللی که قرار داد در ایران بست. در شوی طراهان جوان سال 2006 جنوب آفریقا شرکت کرد. در مسابقات هوم گرون بیزینس جنوب آفریقا شرکت کرد. شوی تلویزیون های آفریقا برنامه ویژه ای برای فرزان تدارک دادند. از طریق اینترنت مرد سال 2005 ایرانی شناخته شد.در مسابقات بین المللی شانگای چین 2005 از میان 48 شرکت کننده از کشورهای مختلف موفق به دریافت جایزه مردمی شد. و همچنین در انتخاب زن بین المللی در سال 2004 در استاکهلم حضور داشت و در سال 2005 به عنوان خوش هیکل ترین بدن جوان اروپا شناخته گردید . در اواخر سال برای شرکت در بین 35 نفر مدل های بین المللی در اکن چین به مقام اولی دست یافت . در سال 2006 با قرار داد با بزرگترین شرکت فشن کار دنیا دی آی و قرارداد دایمی بست و در اواخر سال 2006 برای زندگی به آمریکا - کلیفرنیا - مهاجرت کرد. و در ماه آگست 2007 اولین و حساس ترین و بزرگترین فستیوال و مسابقه بین المللی را از طرف شرکت فوق به عنوان خوشگل ترین زیبا ترین خوش هیکل ترین و خوش رنگ ترین و خوش تیپ ترین مرد دنیا معرفی گردیده . حضور او در کشور آلمان فدرال و مصاحبه او با تلویزیون وکس و ست 1 و آر تی ال آلمان اعلام نمودند که با توجه به اینکه من دارای پاسپورت آمریکایی هستم ولی در حقیقت یک آریایی هستم






برچسب‌ها: فرزان اطهري, farzan athari, مانكن هاي ايراني, مدل هاي ايراني, بازيگر, زندگينامه, چهل سالگي, شبانه روز, mens health, منز هلت, مانكن ايراني, persian models, Iranian Models, عكس فرزان اطهري, فرزان اتهري
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 11:14  توسط مانكن هاي ايراني  | 

نوید فرید در گفتگو با آساهی شیمبون دومین روزنامه ژر فروش جهان

مصاحبه دومين روزنامه پرفروش جهان با آقاي مد ايران 

نوید فرید بنیانگذار مدلینگ ایرانینوید فرید آقای مد ایران

 

به عنوان یک علاقه مند به صنعت مد و پوشاک همیشه اخبار مرتبط با این موضوع را در میان دیگر اخبار این روزهای دنیا پیگیری میکنم. با وجود قدمت و سابقه ی ایران در این صنعت هرگز خبری از حضور جدی ایرانیان در این زمینه به گوشم نرسیده بود.ولی چند وقتی است که شنیده شدن خبر موفقیت یک ایرانی و ذکر نام او در صنعت مد و پوشاک در میان اخبار و در نشریات معتبر جهانی خبری بسیار خوشحال کننده برای من به عنوان یک ایرانی علاقه مند به این زمینه است. نام نوید فرید را به عنوان بنیانگذار  اولین آژانس  مدلینگ ایرانی شنیده بودم ولی مصاحبه ی روزنامه ها و مجلات معتبری چون آساهی شیمبون که دومین روزنامه ی پرفروش دنیاست با او اتفاق خوشایندیست  که  مسلما  ما را به حضور جهانی در پر اهمیت ترین صنعت این روزهای دنیا نزدیک خواهد کرد. . نوید فرید علاوه بر تاسیس اولین آژانس مدلینگ در ایران نخستین ایرانیست که در چند کشور دیگر  نمایش های زنده ی لباس ایرانی را برگزار کرده است که این اتفاق  گامی بزرگ در زمینه ی پیشرفت صنعت مد و پوشاک کشورمان می باشد.به عنوان یک ایرانی از شنیدن خبر موفقیت این هم وطن در عرصه ی جهانی احساس غرور کردم و تلاشهای موثر او در این زمینه را ارج می نهم و برای آقای مد ایران و تمامی افرادی که نام کشورم را در هر زمینه ای از علم و ورزش گرفته تا هنر و سینما به گوش جهانیان میرسانند آرزوی موفقیت میکنم.

 

آقای مد در کنار آقای کیتاگاوا ئس دفتر روزنامه آساهی شیمبون در ایران


برچسب‌ها: آقای مد, نوید فرید, آساهی, آساهی شیمبون, mr fashion, navid farid, asahi shimbun
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 19:5  توسط مانكن هاي ايراني  | 

نوید فرید بنیانگذار مدلینگ ایرانی

سال 1380 اولین آژانس مدلینگ ایران با طرح و ایده نوید فرید در ایران راه اندازی شد این مجموعه به عنوان اولین آژانس و مدرسه مدلینگ ایرانی نقش بسیار مهمی را در شکوفایی صنعت مدلینگ در ایران بازی کرد . بسیاری از مانکن های مطرح ایرانی در این آکادمی آموزش دیده اند.

آژانس مدلینگ نوید فرید ( برای بزرگ شدن عکس اینجا را کلیک کنید )

مدرسه مادلینگ نوید فرید


برچسب‌ها: نوید فرید, آژانس مدلینگ, مدرسه مدلینگ
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 12:19  توسط مانكن هاي ايراني  | 

من یک مانکن هستم


در ابتدا کمی از خودتان بگویید؟

من بیست وهفت  سالمه و فارغ التحصیل رشته طراحی داخلی از دانشگاه تورینو هستم  .مدل کت واک و فتو مدل.سابقه چند شوی زنده و همکاری با برند ها و آژانس های معتبری چون جورگیتا  و استایلشید رو دارم.


انگیزه ی شما برای ورود به این عرصه چه بود؟

علاقه فقط علاقه.این حرفه در جامعه ی ما هنوز کاملا برای مردم شناخته شده نیست و مسلما مشکلات خاص خودش رو داره.ولی من به علت علاقه ای که از سالها قبل به این حرفه داشتم سعی کردم با آگاهی و شناخت به این عرصه پا بگذارم.


کمی از استانداردهای لازم و اولیه برای ورود به این عرصه صحبت کن؟

از چهره و تناسب اندام  همیشه به عنوان استانداردهای اولیه مدلینگ  یاد میشود .ولی مسلما این فاکتورها برای ورود به دنیای حرفه ای مادلینگ کافی نیست شما زمانی میتوانید به خودتان  بگویید  "من یک مانکن هستم" که در کنار این فاکتورها  تحت آموزشهای تخصصی و حرفه ای قرار  بگیرید.


این روزها  در این عرصه موفق هستی از مسیری که طی کردی برامون بگو؟

من چند سال برای تحصیل خارج از ایران بودم به علت علاقه ای که گفتم از نوجوانی به این حرفه داشتم همیشه به دنبال مسیری برای ورود به دنیای مادلینگ بودم  اولین قدم رو با  ثبت نام در دوره های تخصصی مادلینگ در یکی از آژانس های شهر محل سکونتم برداشتم و شرکت در این دوره ها نقش خیلی مهمی در ورود و پیشرفت من در دنیای مادلینگ داشت .


پس از ورود به ایران چه میکنی؟

از زمانی که وارد به ایران شدم دوست داشتم مسیری که چند سال پیش در آن قدم گذاشته بودم را در کشور خودم ادامه بدهم .اما چون هیچ پیش زمینه ذهنی از شرایط این حرفه در ایران نداشتم نمیتونستم در مورد پیشنهاد هایی که بهم می شد  درست تصمیم بگیرم بعد از  6 ماه دور بودن از فعالیت حرفه ای با آقای فرید و  فعالیت هاشون در ایران  آشنا شدم و حس کردم میتونم کارمو دوبار آغاز کنم ، قرار دادی بین من واین آزانس عقد شد  و کارهایی که در این مدت از من میبینید حاصل  معرفی و راهنمائی های ایشونه.


این روزها بسیاری از نوجوانان و جوانان به این مقوله علاقه مند هستند.به عنوان کسی که در این در عرصه چند سالیست  حضور داری چه توصیه ای برایشان داری؟

اگرعلاقه مند هستند و فاکتورهای اولیه ای  که ذکر شد روهم دارند حتما توصیه میکنم به این فاکتورهای اولیه بسنده نکنند به صورت تخصصی آموزش ببینند آموزش بسیار اهمیت دارد حتما هم سعی کنند ازتجربه ی  کسانی که این روزها در این عرصه فعالیت میکنند  استفاده کنند.


صحبت از آموزشهای حرفه ای شد در حال حاضر مراکز مناسبی در ایران هست که این آموزشها رو به صورت حرفه ای به علاقه مندان ارایه دهد؟

متاسفانه به دلیل نوپا بودن  این حرفه در ایران مراکز بسیار کمی به آموزش و شاخه های دیگر این حرفه می پردازن و همین تعداد کم نیز از سطح کیفی نازلی برخوردارند و اغلب بدون مجوز قانونی فعالیت میکنند . من برای جلوگیری از هرگونه تبلیغ از بردن نام مجموعه ای که با آن مشغول به  فعالیت هستم خودداری میکنم اما فکر میکنم در حال حاضر این آژانس تنها  مجموعه ایست که در کنار ارائه خوب و تخصصی این دوره ها دارای ثبت و مجوز قانونی می باشد و با جدیت و تعهد مدیران مجموعه فضای خوب و سالمی برای رشد این صنعت در ایران فراهم شده است.

 

خودت گفتی پس از ورودت به ایران در حدود 6 ماه هیچ فعالیت حرفه ای نداشتی ، در دوره هایی که مشغول به کار نیستی برای حفظ امادگی چه میکنی؟

 هم ورزش و هم رژیم غذایی مناسب . یک مدل باید همیشه حتی در دوره های استراحت هم طبق برنامه ی مناسب عمل کند و آمادگی بدنی خود را حفظ کند. همراه با این رژیم ها انجام تمریناته تخصصی و حرفه ای هم برا حفظ آمادگی یک مدل نقش مهمیو بازی میکنه

 

به شغل دیگری هم مشغول هستی؟

بله همونطور که گفتم من طراحی داخلی خوندم و با چند تن از دوستان مدتی است که در این زمینه فعالیت میکنیم. و خوشحالم که در زمینه ای فعالیت میکنم که یکی از زیر مجموعه های مد به حساب میاد و بسیار بسیار به علاقه مندیهای من نزدیکه .

 

و حرف آخر؟

من تجربه مانکن بودن رو در کشوری  دارم که به این صنعت با دیدی بسیار حرفه ای نگاه میکنه و بدون اقراق ما استعداد های بسیار خوبیو در مقایسه با این کشورها داریم و امیدوارم با نگاهی درست تر به این صنعت  بتونیم از این استعداد ها برای نزدیکتر شدن به استانداردهای بین المللی و حرفه ای شدن مادلینگ در ایران استفاده کنیم.

 

 


برچسب‌ها: مدلینگمانکنآژانس مدلینگآموزش مدلینگمانکن های ایرانیتاپ مدلسوپر مدلمادلینگ ایراننوید فریداستانداردهای مادلینگتورینوایتالیاکت والکفوتو مدلبرندحرفه ایتخصصیمدتمرین مادلینگاروپااستخدام


برچسب‌ها: مانکن, آژانس مدلینگ, آموزش مدلینگ, مانکن های ایرانی, تاپ مدل, سوپر مدل, مادلینگ ایران, نوید فرید, استانداردهای مادلینگ, تورینو, ایتالیا, کت والک, فوتو مدل, برند, حرفه ای, تخصصی, مد, تمرین مادلینگ, ارو
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 8:50  توسط مانكن هاي ايراني  | 

ليلا ميلاني Leyla Milani

لیلا رزازی ۲۶ ساله ، با نام کاری لیلا میلانی

 

لیلا میلانی (به انگلیسی: Leyla Milani) (زادهٔ ۲ آوریل ۱۹۸۲) مانکن، طراح مد و بازیگر کانادایی ایرانی الاصل

 

ليلا رزازي 26 ساله ، با نام کاري ليلا ميلاني ،

تقريبا مشهور ترين مدل ايراني تبار در دنياست.

ليلا که از پدر و مادري ايراني و کرد در شهر تورنتو

کانادا به دنيا اومده و در حال حاضر در بورلي هيلز

کاليفرنيا زندگي مي کنه ،….

مدت ها در مسابقات کشتي کج

به عنوان « Wrestler Babe » تشويق کننده کشتي کج کاران

مشهور بوده.

مجري چندين برنامه تلويزيوني در شبکه هاي NBC و Fox News

بوده و در کليپ هاي خوانندگاني مثل 50Cent و جنيفر لوپز

هم همکاري داشته.ليلا امروزه يکي از مدل هاي کمپاني مشهور

« مکــسيم » محسوب مي شه و از طريق شرکت در کار هاي

تبليغاتي زندگي مرفهي رو براي خودش ساخته.
 


برچسب‌ها: ليلا ميلاني, Leyla Milani, مدل ايراني, مانكن ايراني, persian models, Iranian Models
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 13:25  توسط مانكن هاي ايراني  | 

مطالب قدیمی‌تر